پوراندخت از دختران خسرو پرويز بود كه در تاریخ از این پادشاه به نیكی یاد شده است. او را به معنای راستین واژه، می‌توان یك  انسان میهن‌دوست نامید، آنجا كه پوران دخت زماني كه به تخت نشست می‌گوید: «پادشاه چه زن باشد چه مرد باید سرزمینش را نگه دارد و به داد رفتار كند.»
پوران‌دخت به خوبی می‌دانست كه برای برگرداندن آرامش به شاهنشاهی ایران كه چندی بود با كشته شدن پدرش، خسرو‌پرویز، از آن رخت بر بسته بود، باید اصلاحات بزرگی را آغاز كرد. برای همین سیاست‌های داخلی و خارجی تازه‌ای را در پیش گرفت تا شاید شهریاری ایران را از فروپاشی رهایی بخشد. از كارهای وی می‌توان موارد زیر را نام برد:
١. امضای پیمان آشتی با روم شرقی در٢٥ دسامبر سال ٦٣٠ میلادی؛ تا با پایان دادن به جنگ با آن شاهنشاهی، زمانی برای اصلاحات داخلی به‌دست آورد.
٢.برای كم كردن از نیروی سران ایالت‌‌ها كه اختیارات تازه‌ای برای خود درست كرده و حتي سكه ضرب كرده بودند و همچنین از میان بردن اختلاف‌های طبقاتی، دستور رعایت عدالت، بخشیدن مالیات‌های برجای‌‌مانده و لغو برتری‌های  طبقاتی و اختیارات اضافی  فرمانداران را صادر كرده و سكه‌ی ملی ضرب كرد.
٣.برگرداندن صلیب مقدس حضرت عیسا به اورشلیم كه آن را خسرو پرویز به غنیمت گرفته و سال‌ها باعث جنگ میان ایران و روم شده بود.
٤ به پادافره رساندن دست‌اندركاران كودتاهای گوناگون در دربار و نیز آنانی كه برادر زاده اش اردشیر سوم (پسر شيرويه )را كشته بودند.
٥ دستور نیك‌رفتاری با كشاورزان و نیز بازسازی همه‌ی پل‌های سراسر شاهنشاهی.
برخی منابع ساخت آتشكده‌ای به نام «استینا» و نیز ساختمانی در قهستان یزد را به وی نسبت می‌دهند كه امروزه هنوز این مكان، «توران پشت» نامیده می‌شود.
منابع بسیاری او را ستوده‌ و درباره‌ی رفتار و كردار نیك وی سخن‌ها گفته‌ و از تیزهوشی و دانایی وی یاد كرده‌اند. وی برای پیشگیری از یورش تازیان و سركوب آنان پیش از آن‌كه آسیب بیشتری برسانند سپاهی بزرگ را گرد آورده و به جنگ با تازیان فرستاد اما شوربختانه در همان روزها به دليل بیماری در كاخ مداین درگذشت و كارش ناتمام ماند. زمان پادشاهي وی را یك سال و چهار ماه، بود.

سي ودومین شاهنشاه ساسانی، دختر خسرو پرویز پس از خواهر خویش پوراندخت، لشکریان او را در تیسفون به پادشاهی برداشتند
.آزرمیدخت دختر خسرو پرویز  گویندكه از زیباترین زنان پارسی بود و چون به پادشاهی رسید گفت «روش ما همانست که پدر نیرومند ما داشت و هر که به خلاف ما رود خونش بریزیم
آزرمیدخت به معنی دختر پیر نشدنی است. فرمانروای خراسان، سپهبد فرخ‌هرمز که یکی از مدعیان جدی سلطنت بود، ملکه را به همسری خواست. در حالی که آزرمی‌دخت علناً وعدهٔ ازدواج به او داد، در نهان تدارک قتلش را دید.
رستم فرخ هرمز، پسر فرخ‌هرمزد، به خون‌خواهی پدرش، لشکر به پایتخت کشید و پس از سرنگونی آزرمی‌دخت، ملکه ساسانی را نابینا کرد و کشت. مدت پادشاهی آزرمیدخت شش ماه بود.